گزارش اردوی پنج روزۀ تمرینی-تفریحی (گَشوکو) ۵ الی ۹ تیر ۱۴۰۳  

با توجه به برنامۀ از پیش اعلام‌شده، اردوی پنج روزۀ تمرینی-تفریحی (گَشوکو) سازمان بین‌المللی ایواما شینشین آیکیدو و مؤسسۀ فرهنگی ورزشی مدرسۀ آیکیدو، با حضور استاد محمد عرب‌سرخی، تنها نماینده و مرجع سازمان بین‌المللی «ایواما شینشین آیکی شورِن کای» و بنیان‌گذار و رئیس «آیکیدوی سنتی ایواما» در ایران، از تاریخ سه‌شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۰۵ الی شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۰۹ برگزار گردید.

در روز سه‌شنبه، اولین روز اردو، اعضای ثبت‌نامی رأس ساعت ۱۱، در محل مشخص‌شده حضور به‌هم‌رسانده و پس از انجام هماهنگی‌های لازم با ماشین‌های شخصی به سمت روستای دراسرا حرکت کردند.

در میان مسیر، اعضا جهت انجام فریضۀ نماز و صرف نهار، توقفی چند ساعته کرده  و پس از کمی استراحت، شستن ظرف‌ها و جابه‌جایی وسایل، به راه افتادند. آن‌ها حوالی غروب، پس از حرکت در جادۀ دل‌انگیز چالوس و جنگل عباس‌آباد، به اقامتگاه خود در روستای بکر دراسرا رسیده و پس از جابه‌جایی وسایل، هر یک با هماهنگی استاد عرب‌سرخی به کار و ایفای مسؤولیت خود پرداختند. «تُبان‌»ها (مسؤولان غذا)ی شام نیز باتوجه به برنامۀ غذایی از پیش تعیین‌شده، مشغول تهیۀ آن شدند.

پس از آماده‌سازی سفره توسط تبان‌ها و همچنین، دقت به نحوۀ صحیح میزبانی که یکی از جنبه‌های مهم آموزشی در اردو‌هاست، اعضا با گرفتن عکس دسته‌جمعی و به‌جا آوردن آداب پیش از غذا بر پایۀ فرهنگ ژاپنی و ملی، به صرف شام مشغول شده و به علت خستگی زیاد، پس از رسیدگی به امور ضروری،  به محل خواب خود رفتند.

برنامۀ از پیش تعیین‌شده برای روز دوم، تمرین، آب‌تنی و صرف نهار در ساحل بود. بر این اساس، تبان‌ها پس از آماده‌سازی صبحانه و چیدن اجزای سفره، همچنین پس از گرفتن عکس دسته‌جمعی همگی به صرف غذا مشغول شدند. پس از صرف صبحانه، جابه‌جایی وسایل و انجام هماهنگی‌های لازم، افراد به سمت دریای عباس‌‌‌آباد حرکت کردند.

باتوجه به اینکه یکی از هنرجویان قرار بود تا ساعتی دیگر، در ساحل، به اعضا در اردو بپیوندد، تمرین با اندکی تأخیر آغاز شد.

استاد عرب‌سرخی پس از انجام مراسم «کامیزا» (جایگاه مقدس) تمرین را آغاز  و در بخش اول آن «ایچی‌نُو آواسِه» (حرکت اول شمشیر به‌صورت هماهنگ) را با استفاده از «بُوکِن» (شمشیر چوبی) اجرا و از هنرجویان خواست آن را به صورت یک به یک تمرین کنند.

سپس به آموزش شگرد «چُوکُو سوکی آواسِه» (ضربۀ مستقیم و اجرا به‌صورت هماهنگ) و «گائِشی سوکی آواسه» (برگرداندن چوب و اجرا به‌صورت هماهنگ) از فنون «جو» (چوب) پرداخت و به هنرجویان فرصت تمرین داد. پس از گذشت یک‌ساعت، با انجام مراسم کامیزا و گرفتن عکس دسته‌جمعی، تمرین را خاتمه داده و اعضا را به تعویض لباس و شنا در دریا فراخواند و در این بین که اعضا مشغول بازی و آب‌تنی بودند، استاد با تقسیم هندوانه و میان‌وعده بین آن‌ها در آب، خستگی را از تنشان به در کردند.

پس از ساعتی آب‌تنی، غروب خورشید ، اعضا را به جمع کردن وسایل برای رفتن به محل اسکان وا داشت. همچنین به پیشنهاد هنرجویان، قرار شد وعدۀ نهار به ‌جای ساحل، در اقامتگاه صرف و جایگزین وعدۀ شام شود.

در مسیر حرکت به محل اسکان، جهت خرید لوازم مورد نیاز، توقف کوتاهی صورت گرفت که در همین حین، استاد عرب‌سرخی اعضا را به صرف بستنی میهمان کرد.

پس از نیم‌ساعت حرکت در جادۀ روح‌بخش عباس‌آباد که با وزش ملایم باد همراه بود، اعضا به اقامتگاه رسیده و هریک با هماهنگی مشغول کار شخصی یا ایفای نقش خود شدند. سپس، تبان‌ها، سفرۀ شام را پهن و اعضا مشغول صرف غذا شدند، در این بین، گفت‌وگویی طنز و بحث‌برانگیز همگی اعضا را به دام خود کشاند و البته، لحظات شاد و خاطره‌انگیزی را برایشان رقم زد. پس از صرف شام، دورهمی و شب‌نشینی کوتاهی برگزار شد اما بار دیگر خستگی و آرامش شب، هنرجویان را  زودتر از موعد همیشگی به محل خوابشان برد.

برنامۀ روز سوم، ماندن در اقامتگاه و لذت بردن از چشم‌انداز بکر آن، همراه با برگزاری جشن تولد کودکان بود که این روز با صرف غذایی لذیذ و متفاوت در برنامۀ صبحانه شروع شد؛ تبان‌های این وعده طبق روال همیشگی پیش‌تر از دیگران از خواب برخواسته و مشغول آماده‌سازی پنیر برشته (غذایی شبیه به املت)، خامه و مربا، خیار و گوجه، شیر و چای شدند. پس از صرف صبحانه، اعضا به جمع‌آوری سفره و شستن ظروف پرداختند. دو تن از هنرجویان نیز برای خرید لوازم مورد نیاز تولد، اقامتگاه را ترک کرده و چند تن دیگر مشغول هماهنگی و انجام مسؤولیت‌های خود شدند.

تأخیر چندین ساعته هنرجویانی که به خرید رفته بودند، باعث شد صرف نهار به تعویق افتاده و غذای آن وعده، جایگزین شام شود. استاد عرب‌سرخی که خود را به همراه یکی از هنرجویان، تبان وعدۀ نهار تعیین کرده بود، برای حاضر کردن شام دست به کار شده و به کباب کردن جوجه کباب‌ها پرداخت. وی پس از چیدن سفره و گرفتن عکس دسته‌جمعی، اعضا را به صرف شام دعوت کرد و نظرشان را دربارۀ طعم غذا پرسید، اعضا نیز پس از چشیدن طعم جوجه کبابی که استاد با شگرد خاصی آن را طعم‌دار و آماده کرده بود، بار دیگر به هنر و تسلط ماهرانۀ استاد بر فوت‌‌وفن آشپزی اقرار کردند!

پس از جمع‌آوری سفره و شستن ظروف، استاد اعضا را به گفت‌وگو و برگزاری دورهمی شبانه دعوت کرد و علاوه بر آموزش نکاتی مؤثر در زندگی و شیوۀ تعامل، با شوخی و ساختن لحظات شاد، خاطرات خوبی را در ذهن آن‌ها ثبت نمود. سپس کودکان را به همراه یکی از هنرجویان به طبقۀ دیگری فرستاد تا با کمک اعضا به تدارک جشن تولد کودکان بپردازد.

پس از آماده‌سازی مراسم، جشن تولد با پذیرایی کیک، چای و تنقلات برگزار شد که حرکات خنده‌دار بزرگترها، آن شب را خاطره‌انگیز و به یادماندنی‌تر کرد! پس از اتمام این جشن، استاد عرب‌سرخی با دیدن خستگی اعضا، مرتب‌سازی و جمع‌آوری تزئینات را به عهده گرفت و آن‌ها را به محل خوابشان فرستاد.

برنامۀ جمعه، روز چهارم اردو، تمرین در دل جنگل بود که این روز هم با رقم خوردن اتفاقی خنده‌دار شروع شد. یکی از اعضا در این اردو بدلیل کم‌خوابی در ایام امتحانات، هر فرصتی را برای جبران خواب خود غنیمت می‌شمرد و به هیچ روشی از خواب صبح خود دل نمی‌کند. تا این که اعضا که برای صرف صبحانه منتظر وی مانده بودند، تصمیم گرفتند با خواندن سرود ملی با درب قابلمه، او را بیدار و برپا کنند که انجام این کار لحظاتی خاطره‌انگیز برای آن‌ها رقم زد که آن را با دوربین فیلم‌برداری به ثبت رساندند.

صبحانۀ تعبیه‌شدۀ آن روز توسط تبان‌ها، تهیه گردید که اعضا پس از صرف آن به جمع‌آوری وسایل برای رفتن به جنگل پرداختند. گفتنی ‌است باتوجه به اینکه این روز مصادف با روز رأی‌گیری و انتخابات ریاست‌جمهوری بود و چند تن از اعضا قصد شرکت در آن را داشتند، افراد قبل از رفتن به جنگل، به پایگاه اخذ رأی در مسجد دراسرا رفتند، سپس پس از گرفتن عکس یادگاری، وسایل خود را از اقامتگاه برداشته و دل به جنگل زدند.

استاد عرب‌سرخی پس از یافتن محل مناسبی جهت تمرین، با انجام مراسم کامیزا، کلاس را برگزار و به اجرای فنون پر اشکال هنرجویان مانند؛ «کاتادُوری ایریمی ناگِه» (پرتاب با نفوذ در حالت گرفتن سرشانه)، «کاتا دُوری ایکیو اُومُوتّه» (قفل اول در حالت گرفتن سرشانه)، «کاتادُوری کُوتِه گائِشی» (برگرداندن دست در حالت گرفتن سرشانه) پرداخت و هنرجویان را به اجرای هماهنگ آن فراخواند. پس از یک‌ساعت تمرین، استاد کلاس را با انجام مراسم کامیزا و گرفتن عکس یادگاری خاتمه داد و هنرجویان را به صرف هندوانه دعوت و پس از آن مشغول تهیۀ بلال آتشی و تقسیم آن میان هنرجویان شده و بار دیگر این نکته را عنوان کرد که به‌جا ماندن هر ردپایی از انسان هنگام حضور در طبیعت، عملی بی‌ملاحظه و مسبب آسیب به محیط‌های بکر است.

با نزدیک شدن غروب آفتاب، افراد وسایل را جمع‌آوری کردند و به اقامتگاه رفتند. شام نیز، زرشک پلو با مرغی بود که تبان‌ها بدون اتلاف وقت آن را حاضر کرده و سفره را برای صرف شام چیدند که اعضا پس از صرف آن به شب‌نشینی و انجام گل یا پوچ ۲۱ امتیازی و پانتومیم مشغول شدند. گفتنی‌ست چالش‌هایی که استاد برای هنرجویان ایجاد کرد باعث خلق لحظات خنده‌داری ‌شد. در نهایت، پس از گذشت چند ساعت و با نزدیک شدن به صبح، اعضا به رختخواب‌های خود رفتند.

روز آخر، استاد عرب‌سرخی به همراه یکی از هنرجویان تبان صبحانه بود که پس از آماده‌سازی این وعده اعضا را بر نشستن کنار سفره فراخواند و پس از گرفتن عکس دسته‌جمعی، نکاتی پیرامون شیوۀ میزبانی و پذیرایی را بیان کرد. او پس از صرف صبحانه، به هنرجویان گفت که بدون اتلاف وقت به جمع‌آوری وسایل شخصی خود بپردازند تا بعد از نظافت اتاق و تحویل اقامتگاه به سمت ساحل حرکت کنند. تبان‌های وعدۀ نهار، استاد عرب‌سرخی  و دو هنرجوی دیگر بودند که وعدۀ برنامه‌ریزی‌شده، یعنی الویه، را در کوتاه‌ترین زمان ممکن حاضر کردند.

اعضا نیز پس از قراردادن وسایل خود در ماشین‌های شخصی و نظافت اقامتگاه، آمادگی خود را برای رفتن به ساحل جهت صرف نهار و آب‌تنی نشان دادند؛ اما نقص فنی یکی از ماشین‌ها برنامه‌ ایشان را مختل و علاوه بر آن، زمان حرکت به سمت تهران را نیز با تأخیر چند ساعته روبه‌رو کرد. به دلیل اینکه رسیدگی و تعمیر این ماشین تا پاسی از شب به طول انجامید، اعضا مجبور به صرف غذای تعبیه‌شده برای وعدۀ نهار به‌جای شام شده و پس از آن، با لقمه کردن غذاهای باقی‌مانده آن را برای صرف در میان راه آماده کردند. سپس پس از تحویل اقامتگاه، به سمت مقصد حرکت کردند و با وجود این که در میان راه توقفی کوتاه داشتند، ظرف چند ساعت به تهران رسیده و پس از تشکر از استاد عرب‌سرخی بابت این سفر‌ خاطره‌انگیز، اردو را خاتمه دادند.